فلسفه قیام حسینی

جمعه ۲۵ دسامبر ۲۰۰۹ | برچسبها: | |


این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست
او کیست که تمامی آزادمردان از هر مکتب و مذهبی شیفته مرام او هستند. آیا این شیفتگی جز با شناخت تمامی ابعاد قیامش متصور است. آیا فقط به سروسینه زدن و گریستن بر او و بی هیچگونه آگاهی معنای شیفتگی می دهد. آیا نکوداشت عقیده او، همچون برگزاری صرف مراسم عزاداری سالیانه برایمان اهمیت دارد . براستی جهت شناخت فلسفه قیام حسینی چه میزان تلاش داشته ایم. آیا واقعا همانطور که پیروان نظریه شهید جاوید می گویند، او برای رسیدن به قدرت قیام کرد. یا واقعا همانطور که پیروان نظریه شهید آگاه می گویند، او با علم رفت تا در کربلا شهید گردد و تشیع را تا امروز بیمه نماید. نه هیچکدام از این دو نظریه برای فلسفه قیامش کافی به نظر نمی رسد و کوچکتر از بهایی است که پرداخت شده است. او خروج نکرد جز برای دو مهم، امر به معروف و نهی از منکر و احیای دین جدش. اینکه او فلسفه قیامش را در امر به معروف و نهی از منکر و احیای دین جدش می داند، چه معنایی دارد. آیا جز این است که اگر انحرافی در دین محمد پدید آمد، تکلیف چیست. با ارزشترین ها را باید برای احیای دین محمد داد حتی اگر آن خون خدا باشد.
السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره

blog comments powered by Disqus